جوابیه سازمان اوقاف و امور خیریه

به مقاله خطری که وقف وموقوفات راتهدید می کند

وقف یکی از تأسیسات مهم و محوری شریعت اسلامی است که در تعالیم اسلامی و سنت رسول مکرم(ص) و ائمه طاهرین(ع) نسبت به آن حساسیت خاص مبذول گردیده و از ابواب مهم فقهی اسلامی و شیعی است که فتاوای متعددی در زمینه انعقاد وقف ، کیفیت اداره موقوفات ، نیّات واقف و متولیان و حدود اختیارات ایشان صادر گردیده است و در کتب فقهی نیز بابی به تبیین مسائل مرتبط اختصاص داده شده است.

بررسی قانون تشکیلات واختیارات سازمان اوقاف وامور خیریه مصوب سال 1363 و نیز قانون مدنی، احکام خاصی به دقت تشریح و از باب حفظ موقوفات اعم از خاص و عام وضع گردیده است و این سازمان و ابواب جمعی خود که در رأس آن نماینده محترم ولی فقیه و ریاست سازمان اوقاف که مأذون از طرف ولی فقیه می باشد، در مباحث شرعی و دینی ، خود را ملزم به تبعیت از احکام و فتاوای مراجع عظام تقلید دانسته و در این باب هیچ تردیدی به خود راه نمی دهد. از همین رو است که در دوره جدید مدیریت سازمان با تشکیل هیأت فقهی و حقوقی و انشاء مکرر استفتائات باب وقف از منظر رهبر معظم انقلاب و نیز برقراری ارتباط و دیدار مستمر و برگزاری همایش های مشترک باحوزه های علمیه و مراجع تقلید و تلاش مضاعف برای احیاء موقوفات حوزوی اقدامات مؤثری صورت گرفته است که با مراجعه به آمار فعالیت های سازمان در زمینه احیاء موقوفات ، احقاق حقوق وقف ، مبارزه با زمین خواری و نیز توافقات با سازمان های متولی زمین حکایت از  رونق و رشد عواید موقوفات و نیز اجرای نیّات واقفین خیراندیش به نحو مطلوب تر دارد.

متأسفانه نویسندۀ مقاله « خطری که وقف و موقوفات را تهدید می کند» با استناد به سئوال نادرست جمعی از متولیان که  پرسش کننده آن هم معلوم نیست » از مراجع عظام تقلید مواردی را به سازمان اوقاف منتسب نموده است که نه تنها با واقعیت تطابق نداشته و ندارد بلکه از عدم ملاحظه قوانین و مقررات جاریه کشور توسط نویسنده حکایت می نماید که به شرح ذیل به عرض می رسد:

1- یکی از لغزش های نگارنده در این مطلب که به ناحق و ناروا و بدلیل عدم آگاهی مبادرت به درج آن نموده این است که نوشته است "بسیاری از حسینیه ها، دارالقرآن ها، مراکز دینی و مذهبی و خیریه"به دلیل احتمال تصاحب و خارج شدن اختیاراتشان از ثبت در اوقاف خودداری می کنند که در پاسخ باید گفت که این اقدام انها کار درستی است؛ چرا که لزوما اوقاف مرجع ثبت این مراکز نیست و در صورتی که موقوفه تلقی  وتثبیت شود متولیان و موسسان این مراکز می توانند و مختارند در اوقاف مبادرت به ثبت آن نمایند که این امر هم به جهت استحکام وقف و ماندگاری و عدم تعرض و دست اندازی واجرای وظایف نظارتی سازمان اوقاف  صورت می گیرد و صد درصد به نفع موسسان و متولیان است و لاجرم بر تکالیف شرعی و قانونی اوقاف افزوده می شود؛ در عین حالی که حفظ عین وبقای بسیاری از موقوفات مهم و گسترده طی این سالها  بدلیل برخورداری از چتر حمایت اوقاف در عرصه های مختلف بوده  است والا بسیاری انها معلوم نبود دچار  چه خسارات و صدماتی وسرنوشتی می شدند ومعلوم نبوداصل آن باقی می ماند  یا خیر ؟!

مایه بسی تعجب است که نگارنده از درک چنین نکات بدیهی عاجز مانده است.

2- در بخش دیگری ازمطلب نویسنده  سازمان اوقاف را سازمانی تلقی کرده که دنبال "سیطره بر موقوفات" است . طرح چنین ادعایی از نویسنده ای که سال ها با قرآن و احادیث و روایات و قوانین ارتباط داشته بعید به نظر می اید؟! چرا که این سازمان نه به دنبال سطیره بر موقوفات بلکه بر اساس تکالیف شرعی، قانونی و حقوقی خود مصرح در قوانین مصوب و جاری دولت و مجلس مجری قوانین و مصوبات رسمی کشور بوده و به دنبال اعمال وظایف نظارتی قانونی و مکلف خویش است .

3- در جایی دیگر از این مطلب  سازمان اوقاف متهم به "سوء عملکرد" شده که در نگاه نویسنده معلوم نیست ناظر بر کدام موارد است و الا بر خلاف اطلاعات و اتهامات غلط نگارنده نه تنها مردم در سالهای اخیر به اوقاف و متولیان وقف بی اعتماد نشده اند، بلکه رشد ده برابری وقف های جدید طی 5 سال اخیر که مستندات آن در سامانه ثبت و منتشر و در دسترس است و اقدامات مهم بنیادی در ساماندهی موقوفات و اجرای نیات و رضایتمندی دستگاه های نظارتی حاکی از حسن عملکرد این سازمان و ارتقاء سطح اعتماد و شناخت و آگاهی  مردم  به اوقاف دارد که گویی نویسنده چشمان خود را بر آن بسته و به اطلاعات غلط ، محدود و مغرضانه برخی افراد ، بسنده کرده است.

4- در بخش دیگری از مطلب نویسنده با تحریف تاریخ نامه های شماره(92/30/51653) و دستورالعمل شماره 233832 که مربوط به"حساب مشترک و ابلاغیه آن" در سال 1381 می شود این اقدامات را منتسب به مدیریت فعلی سازمان برشمرده ،این در حالیست که اظهار نظر دیوان عدالت اداری در ارتباط با موضوع "حساب مشترک" است.

همچنین اظهار نظر شورای نگهبان در خصوص ایین نامه های اجرایی سازمان اوقاف و امورخیریه که مصوبه هیات دولت است و قبل از سال 1385 به تصویب رسیده است و طبیعتا ممکن است بند ها و موادی بوده باشد که برخلاف قوانین بوده و کان لم یکن تلقی شده باشد و ارتباطی به سازمان اوقاف ندارد و مربوط به این سال ها نیست. خاصه آن که اصولا ً سازمان مرجع فصخ آئین نامه ها نمی باشد. متاسفانه نویسنده با بی انصافی و وصله و پینه کردن این استنادات تلاش کرده است اقدامات،  عملکرد و موفقیت های بزرگ سازمان اوقاف را در سالهای اخیر در عرصه های مختلف احتمالاً  برای خشنودی و رضایت عده ای موقوفه خوار نادیده بگیرد!

5- نگارنده در بخش دیگری از این مطلب با اشاره به مصوبه مجلس شورای اسلامی در قانون برنامه پنجم "سازمان اوقاف" را متهم به "سوء استفاده از مصوبه مجلس" نموده که طبق این مصوبه سازمان اوقاف براساس بند ب ماده 177 قانون برنامه پنجم توسعه کشور ، مکلف به تشکیل سامانه  جامع مدیریت اطلاعات موقوفات و بقاع متبرکه بوده است و در ادامه نوشته است "که متولیان باید درامد های خود را به حسابی در بانک ملی متعلق به صندوق راسخون" واریز نمایند. این مطالب  و از این دست مثل تکلیف کردن متولیان برای مراجعه به دفاتر اسناد برای واگذاری تولیت؛ کذب محض بوده و معلوم نیست مولف باهوش بر اساس چه اسنادی و چه ابلاغی به صدور چنین رایی دست یافته است. توضیح این که راه اندازی سامانه جامع مدیریت اطلاعات موقوفات و اماکن متبرکه یکی از اقدامات بی نظیر و عظیم این سازمان طی سالهای 89 تا 94 و در راستای اهداف و راهبرد های مهم و بلند مدت در جهت ساماندهی موقوفات و بقاع متبرکه و شفاف سازی مالی برای  جلوگیری از فساد مالی و سوء استفاده فرصت طلبان و یکسان سازی اسناد اجارات و اجرای وظایف تکلیفی قانونی و ابزار نظارتی  این سازمان  است .

بی تردید تشکیل سامانه در فرایند توسعه فناوری های نوین در ساختار سنتی وکاغذی گذشته اوقاف، در واقع مبداء تغییر ریل حرکت سازمان اوقاف از سنتی به ریل مدرن فناوری های جدید ارتباطات و مدیریت اطلاعات به شمار می رود  که تحقق آن مدیون تلاش هزاران ساعتی کارکنان و کارشناسان خدوم است و نه تنها موجب رضایت و خشنودی و قدردانی دستگاه های نظارتی و بازرسی کل کشور شده بلکه اسباب  رضایت و تسهیل در ارایه خدمات به متولیان عزیز را هم فراهم کرده است.

در واقع این اقدام برای ارایه خدمات و امکانات بیشتر به همان متولیانی است که نویسنده خود را مدافع آن ها تلقی می کند.

مدیران  سازمان اوقاف با درک درست شرایط و با هدف اجرای مصوبه قانونی برنامه پنجم توسعه اقدام به تشکیل سامانه جامع درکوتاهترین زمان ممکن نمودند  که بر اساس اعلام کارشناسان و صاحب نظران موجب شفافیت بیشتر در امور مالی و پاسخگویی سریع به مراجع بازرسی و حسابرسی و اعمال وظایف نظارتی شده  و البته پر واضح وطبیعی  است که حیاط خلوت برخی از دست اندازان و متعرضان به موقوفات هم به خطر افتاده باشد ! و سوال اساسی اینجاست که چه کسانی از عدم شفافیت مالی در موقوفات سود می برند؟

از دیگر ثمرات راه اندازی سامانه جامع هویت بخشی و ارتقاء جایگاه و شان متولیان گرانقدر و ابزاری برای شفافیت بیشتر بوده و هیج گونه الزام و اجباری برای متولیان هم  ایجاد نکرده است و پیوستن داوطلبانه 3 هزار نفر از این عزیزان به این سامانه و باز کردن حساب و بهره مندی از مزایای آن دلیلی  بر عدم اجباربوده و متولیان محترم هم می دانند قانونا در صورت عدم همکاری نباید انتظار نظارت سازمان اوقاف و دریافت مفاصا حساب و بهره مندی از معافیت های مالیاتی  مصرح قانونی را داشته باشند.6- ایضا در خصوص انجام امور بانکی و حضور در دفاتر اسناد رسمی وواگذاری تولیت به اوقاف که از دیگر مدعیات نویسنده است هم هیچگونه ابلاغیه و بخشنامه الزام آوری برای مبادلات بانکی متولیان در بانک خاصی وجود نداشته و کلیه رویداد های بانکی متولیان موقوفات در بانک ملی و انصار صورت می پذیرد. اگر نویسنده به چنین  ابلاغیاتی دست یافته ما را هم  بی اطلاع نگذارد.!

7- مزید اطلاع نویسنده به عرض می رسانیم: هم اکنون موقوفات فاقد متولی و دارای متولی در سامانه جامع دارای حساب جداگانه اند و هیچ بخشنامه و ابلاغیه ای مبنی بر تمرکز و تجمیع درآمد موقوفات وجود نداشته و مطرح کردن این مطالب کذب است .

هم اکنون حدود 60 هزار حساب در سامانه جامع برای اجرای عملیات بانکی باز شده و بیش از سه هزار نفر از متولیان موقوفات دارای متولی هم به طور داوطلبانه از سامانه جامع استفاده نموده و برای موقوفه تحت تولیت خود حساب افتتاح نموده و از مزایای آن بهره مندند و سازمان اوقاف در واریز یا برداشت وجوه هیچ نقش و دخالتی ندارد ؛چرا که این سازمان خود را حامی و پشتوانه و ملجاء و مامن متولیان می داند و متولیان هم اوقاف را خانه خود می دانند و بسیاری از متولیان  در چند سال اخیر با تعامل و همکاری مناسب با سازمان اوقاف توانسته اند موجبات رشد و ارتقاء و احیاء موقوفات و رقبات تحت امر خود  را فراهم کرده و از بسترآن به اجرای امنیانه نیات واقفان خیراندیش و ارایه خدمات بیشتر به مردم عزیز بپردازند.

علاوه بر این سازمان اوقاف با برگزاری همایش های متعدد تلاش کرده است با تعامل،هم فکری و هم اندیشی از دیدگاه ها و نظرات متولیان عزیز بهره برداری و در بسیاری از تصمیمات نظرات ان ها را دخالت دهد.

8- متاسفانه نویسنده مطلب با پردازش وارونه مطالب و اخذ استنتاجات اشتباه از استدلال های بی پایه و سوء استفاده از تصاویر مراجع عظام تقلید تلاش کرده است سازمان اوقاف را در برابر فرهنگ گرانسنگ وقف ، متولیان موقوفات؛  مراجع عظام تقلید، قانون و مردم قرار دهد و خدمات عظیم این سازمان را در اجرای امنیانه نیات واقفان و احیاء عمران هزاران موقوفه و رقبه و تشکیل سامانه جامع مدیریت اطلاعات موقوفات کشور در این سالها  و... نادیده بگیرد!

تردیدی نیست که سازمان اوقاف شرعا و قانوناً با توجه به جایگاه و شان نماینده ولی فقیه نسبت به مسائل شرعی و قانونی و حقوقی وقف با وجود مشاوران و کارشناسان اگاه و خبره از هر مجموعه و  کس دیگری واقف تر و در ترویج نظر و فتاوای فقها و علما و مراجع گرانقدر پیشگام و یک برنامه دائمی و همیشگی در ساختار این سازمان  است.

همچنین روابط عمومی سازمان اوقاف از نویسنده مطلب درخواست می کند برای شفافیت بیشتر و اطلاع رسانی دقیق تر اسامی متولیانی را که نامبرده مدعی است از مراجع عظام تقلید سوال نموده اند منتشر نماید تا مردم عزیز بدانند ، برخی که موقوفات را حیاط خلوت خود قرار داده اند و با سوء استفاده از نام متولیان از شفافیت مالی گریزان بوده و تلاش می کنند با پنهان شدن پشت سر اشخاص و عناوین و قوانین تکالیف نظارتی را بر نتافته و در حیاط خلوت خود پنهان بمانند،چه کسانی هستند؟! در خاتمه این سازمان با استقبال از نقدهای منصفانه ودلسوزانه، تاکید می کند فرایند شفاف سازی امور وبرنامه های مصوب  به فضل الهی با تکیه بر قانون و شرع  و با حمایت و پشتوانه علما ،حوزه های علمیه ومتولیان ،واقفان و خیر اندیشان و  مردم عزیز  با قوت و قدرت ادامه خواهد یافت.

روابط عمومی سازمان اوقاف و امور خیریه

 

توضیح مرتضی نجفی قدسی (نویسنده):

سازمان اوقاف، شفاف سازی را از خود آغاز کند

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

«إِنَّ اللَّهَ یَأمُرُکُم أَن تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلىٰ أَهلِها وَإِذا حَکَمتُم بَینَ النّاسِ أَن تَحکُموا بِالعَدلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمّا یَعِظُکُم بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ کانَ سَمیعًا بَصیرًا» (نساء 58)

در این آیه شریفه خدای متعال تأکید می‌فرماید و دستور می‌دهد که امانت‌ها را به صاحبانشان رد کنید و چون در بین مردم داوری کردید به عدالت حکم کنید، همانا خداوند به بهترین پندها شما را موعظه می‌کند و خداوند همواره شنوا و بیناست، یعنی همه چیز را می‌شنود و می‌بیند.

در ابتدا به روح و روان و ارواح طیبه همه پاکان و واقفان و نیکوکاران درود می‌فرستیم و سلام و صلوات و رحمت خداوندی را برای آنان مسئلت داریم و همچنین برای همه متولیان موقوفات و خادمان وقف که امانتدار واقفان هستند و باید طبق نظر واقفان، امانت‌های آنان را به اهلش بسپارند؛ آرزوی توفیق و موفقیت می‌نمائیم.

در مقاله گذشته تحت عنوان «خطری که وقف و موقوفات را تهدید می‌کند» صورت استفتایی از مراجع عظام تقلید منتشر شد و پاسخ‌های آن بزرگواران نیز درج گردید، سازمان اوقاف در جوابیه‌ای خواستار ذکر اسامی سئوال کنندگان شده است و حال آنکه همگان می‌دانند نام سوال کننده در استفتاء نقشی ندارد، بلکه موضوع مورد بحث و جواب استفتاء مهم است و پاسخ عموم مراجع معظم تقلید هم تأکید براین داشت که هرگونه تصرف بر موقوفات باید طبق نظر واقف وزیر نظر متولی شرعی آن باشد و سازمان اوقاف و یا هر نهاد دیگری حق دخالت و یا مزاحمت او را ندارد.

مطلب کاملاً واضح و روشن است؛ سازمان اوقاف اگر دوست دارد متولیان موقوفات، شفاف سازی کنند، بهتر است این کار را از خود شروع کند، یعنی این سازمان تشریح کند درآمد امامزاده‌ها و بقاع متبرکه که تجمیع می‌شود، چقدر بوده و به چه مصارفی می‌رسد؟

به نظر می‌رسد که این کار در گذشته بهتر انجام می‌شده است و مجموع نذورات هر امام‌زاده‌ای با حضور هیئت امناء آن و تحت نظارت اداره اوقاف همان شهرستان صورت جلسه می‌شد و به مصارف لازم همان امام‌زاده و توسعه آن می‌رسید، ولیکن هم اکنون همه نذورات به تهران منتقل می‌شود و در اینجا برای آن برنامه ریزی می‌کنند که مثلاً چند درصد را برای عمران آن امامزاده برگردانند و چند درصد را صرف تبلیغات و روابط عمومی و یا دیگر موارد بکنند و مطمئناً نذورات مردم به قصد خیر و منفعت برای همان امامزاده و محل است و نه اینکه آن را صرف همایش‌های اوقاف در تهران و یا تأمین بودجه روابط عمومی سازمان اوقاف از این محل باشد و این نحو کارها به نوعی خیانت در امانت است و عموم هیئت امناء امامزاده‌ها و حتی مدیران اوقاف شهرستان‌ها هم از این نحوه عمل سازمان اوقاف بسیار ناراضی هستند ولی بیچاره‌ها جرأت حرف زدن ندارند چرا که در این صورت آنها را برکنار خواهند کرد.

به منظور شفاف سازی، سازمان اوقاف بفرماید موقوفات مساجد را چرا ضبط می‌کند و چند درصد آن را برای مخارج مساجد بازمی‌گرداند؟! واقعیت این است که زمانی ائمه مساجد، همه کاره مساجد بودند و معمولاً هر مسجدی در اطرافش چند مغازه داشت که از محل اجارات آنان هزینه‌های مسجد تأمین می‌شد، ولی الان مدتهاست که تمام اجارات این مغازه‌ها را ادارات اوقاف اخذ می‌کنند و مختصری از آن را برای تأمین هزینه‌های مسجد شاید بازگردانند و معلوم نیست مابقی آن را کجا صرف می‌کنند؟!

یکی از دلایلی که از بین 77 هزار مسجد سطح کشور تنها 35 هزار مسجد روحانی دارد و بقیه فاقد امام جماعت هستند، همین است که ما دست روحانیون مساجد را خالی کرده‌ایم و ابزار قدرت و منابع مالی مسجد را از‌ آنان گرفته‌ایم و او در اداره مسجد نقشی ندارد و اگر هم بخواهد داشته باشد، پولی ندارد و موقوفات مسجد را ادارات اوقاف اخذ می‌کنند و عملاً دست روحانیون مساجد را برای انجام وظیفه‌شان بسته‌ایم و الا تعداد روحانیون کشور حداقل سه برابر تعداد مساجد کشور است و با مدیریت صحیح و با واگذاری مسئولیت به آنها می‌توان مشکل همه مساجد را حل کرد، نه اینکه از آنان فقط انتظار داشته باشیم نمازشان را بخوانند و بروند، سازمان اوقاف باید حتی برای مساجدی هم که موقوفه‌ای ندارد، ایجاد منابع مالی کند تا آنان تقویت شوند و در اداره مساجد باز نمانند.

به منظور شفاف سازی، سازمان اوقاف بگوید از محل عواید موقوفات متصرفی که در اختیار این سازمان هست، چه درآمدی کسب می‌کند و آن را چگونه هزینه می‌کند، حقیقت این است که اگر این سازمان شفاف سازی را از خود شروع کند، متولیان موقوفات مردمی هم درس می‌گیرند، گرچه آنان قانوناً و شرعاً وظیفه‌ای در خصوص انجام این کار ندارند ولیکن شفاف سازی امر خوبی است تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

و اما در خصوص آراء دیوان عدالت اداری و شورای محترم نگهبان، زمان پاسخ دهی آنان که مثلاً مربوط به کدام دوره مدیریت اوقاف بوده است، مهم نیست. آنچه اهمیت دارد متن جواب آنان است که فرموده‌اند: «داشتن حق امضا مشترک اداره اوقاف با متولی خاص علی الفرض، نوعی دخالت در وظیفه متولی شرعی است و نظارت تلقی نمی‌گردد، بنابراین این نوع دخالت خلاف موازین شرع شناخته شد.»

معلوم است که این مطلب برای همیشه است و نه فقط زمانی که سوال شده است و اما نکته دیگر اینکه وقتی شورای محترم نگهبان داشتن حساب بانکی با حق امضا مشترک اوقاف و متولی موقوفه را جایز نمی‌داند و آن را نوعی دخالت در موقوفه تلقی می‌کند، آیا واریز کردن پول موقوفه‌ها را در حساب سازمان اوقاف و بدون امضا متولی را قبول می‌کند؟! جای بسی تعجب است روابط عمومی این سازمان وجود حساب صندوق راسخون و فشار بر متولیان موقوفات برای واریز درآمدهای موقوفات به این صندوق را تکذیب می‌کند و حال آنکه این بخشنامه 12 صفحه‌ای تحت عنوان «شیوه‌نامه اجرایی یکپارچه سازی عملکرد موقوفات غیرمتصرفی در سامانه الکترونیک» به شماره 92.635909 به امضای مسئولان اوقاف ابلاغ شده است که در ذیل تصاویر آن درج می‌گردد.

علاوه بر اینها مدتهاست اداره تحقیق متولیان را برای انجام این موضوع تحت فشار قرار می‌دهد و تصویرنامه‌های این اداره کل نیز به پیوست درج می‌گردد. معلوم نیست اداره اوقاف چه چیزی را تکذیب می‌کند؟ این مطالب که اظهر من الشمس است و تکذیب آن معنایی ندارد.

ضمناً در تاریخ 94.11.27 سازمان اوقاف همایشی تحت عنوان هم اندیشی با متولیان موقوفات را برگزار می‌کند و مدیرکل اداره تحقیق در آن همایش که نوار صوتی و تصویری آن موجود است، مصر را به عنوان کشوری که در بحث تجمیع درآمد موقوفات به نتیجه رسیده است و شیوخ الازهر برای این منظور فتوا داده‌اند، مثال می‌زند که با اعتراض یکی از متولیان روبرو می‌شود و او می‌گوید مگر ما در این کشور تابع نظر شیوخ الازهر هستیم، ما خودمان ولی فقیه داریم، مراجع معظم تقلید داریم و فتاوای آنها برای ما مهم است، شما از این موضوع پی ببرید سازمان اوقاف کار را به دست چه کسانی سپرده است که یکی از متولیان که روحانی هم نیست و یک کت و شلواری است، باید زبان به اعتراض بگشاید و بگوید فتوای الازهری‌ها به چه کار ما می‌آید؟!

به نظر می‌آید روابط عمومی سازمان اوقاف به خود زحمت پاسخ ندهد والّا مسائل بیشتری برملا می‌شود و ما هنوز قصد نقد عملکرد این سازمان را نداریم و حرف بسیار است و اگر پاسخ بدهند تا یکصد بار دیگر ما در پاسخ دهی آماده هستیم.

خادم القرآن-مرتضی نجفی قدسی

مستندات نویسنده